السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
206
تفسير الميزان ( فارسي )
معاهد بيزارى جسته و خون و مال و عرض آنان را هدر كرده بود از آنجايى كه منظورش اين بود كه حقى احياء و باطلى ابطال شود لذا وقتى احتمال مىدهد همين مشركين به راه راست بيايند همين اميد و احتمال تا آنجا كه مبدل به ياس و نوميدى از هدايتشان نشود از هر قصد سويى جلوگيرى مىكند . پس وقتى مشركى پناه مىخواهد تا از نزديك دعوت دينى را بررسى نموده و اگر آن را حق ديد و حقانيتش برايش روشن شد پيروى كند واجب است او را پناه دهند تا كلام خدا را بشنود ، و در نتيجه پرده جهل از روى دلش كنار رفته و حجت خدا برايش تمام شود ، و اگر با نزديك شدن و شنيدن باز هم گمراهى و استكبار خود را ادامه داد و اصرار ورزيد البته جزو همان كسانى خواهد شد كه در پناه نيامده و امان نيافتهاند ، و خلاصه امانى كه به آنها داده شده بود باطل گشته و بايد به هر وسيله كه ممكن باشد زمين را از لوث وجودش پاك كرد . اين آن معنايى است كه آيه شريفه * ( « وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْه . . . » ) * ، به كمك آيات قبل و بعدش آن را افاده مىكند . بنا بر اين ، معناى آيه چنين مىشود : اگر بعضى از اين مشركين كه خونشان را هدر كرديم از تو خواستند تا ايشان را در پناه خود امان دهى تا بتوانند نزدت حاضر شده و در امر دعوتت با تو گفتگو كنند ايشان را پناه ده تا كلام خدا را كه متضمن دعوت تو است بشنوند و پرده جهلشان پاره شود و اين معنا را به ايشان ابلاغ كن تا از ناحيه تو ايمنى كاملى يافته و با خاطر آسوده نزدت حاضر شوند ، و اين دستور از اين جهت از ناحيه خداى متعال تشريع شد كه مشركين مردمى جاهل بودند و از مردم جاهل هيچ بعيد نيست كه بعد از پى بردن به حق آن را بپذيرند . و اين دستور العملها از ناحيه قرآن و دين قويم اسلام نهايت درجه رعايت اصول فضيلت و حفظ مراسم كرامت و گسترش رحمت و شرافت انسانيت است . پس ، از آنچه گذشت معلوم شد : اولا آيه شريفه آن حكم عمومى را كه در آيه قبليش در جمله * ( « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ » ) * بود تخصيص مىزند . و ثانيا كلمه حتى در جمله * ( « حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّه » ) * حكم تخصيص را كه مساله پناه دادن به پناه خواهان است مقيد بسر رسيد معينى مىكند و مىفهماند كه حكم امان دادن براى شنيدن كلام خدا و بررسى مواد رسالت است ، و قهرا مدت امان گرفتن مقيد به مقدار بررسى مزبور است و رسول خدا ( ص ) تا آن مقدار از زمان مىتواند به امان خود وفادارى كند كه مشركين براى شنيدن كلام خدا و بررسى ادله نبوت او به آن مقدار مهلت محتاج باشند ، و اما بعد از آنكه كلام خدا را شنيدند ، و تا آنجا كه ضلالت از هدايت برايشان متمايز شود